خرید بک لینک
اگه يه روز بري سفر/ بري ز پيشم بي خبر اسير روياها ميشم/ دوباره باز تنها ميشم به شب ميگم پيشم بمونه/ به باد ميگم تا صبح بخونه /بخونه از ديار ياري چرا ميري تنهام ميذاري اگه فراموشم کني ترک آغوشم کني پرنده دريا ميشم / تو چنگ موج رها ميشم به دل ميگم خاموش بمونه / ميرم که هر کسي بدونه ميرم به سوي اون دياري که توش من رو تنها نذاري اگه يه روزي نوم تو توو گوش من صدا کنه / دوباره باز غمت بياد که منو مبتلا کنه به دل ميگم کاريش نباشه بذاره درد تو دوا شه / بره توي

برچسب: نویسنده: غزل سامانی تاريخ: دوشنبه 5 دی 1401 ساعت: 20:05

صفحه بندی